امروز ۲۹ شهریور سالروز تولدمه به همین آسونی سی سال از عمرمون رفت یا به قول دوست عزیزم ژرستو خانوما وقتی سی ساله می شن هر سال که میگذره یه سال کوچیکتر می شن سال بعد ۲۹ ساله میشن و....
ولی واقعا من برام مهم نیست چند سالمه به نظر من سن فقط یه عدد هستش باید تا زنده ام خوشحال باشم بخندم مثبت فکر کنم وسخت کوش باشم حتی اگه ۷۰ سالمه فعالیت داشته باشم دوست های خوب داشته باشم وبه کسانی که دوسشون دارم احترام بزارم وبراشون از جون مایه بزارم برای همسرم دوست ویار خوبی باشم وبرای فرزندم تکیه گاه خوبی باشم
امروز ساعت نه از خواب بیدار شدم از ساعت ده ونیم تلفن ها شروع شد اول خواهرم بودبا صدای مهربونش تولدم رو تبریک گفت نسرین خیلی به من احساس نزدیکی می کنه وامیدوارم بتونم مثل اون خواهر خوبی براش باشم من ازش خیلی ممنونم واز دور می بوسمش ![]()
بعدش همکارم بود مریم با اون گرمی عجیبی که تو صداش داره تولدم رو تبریک گفت ومثل همیشه با هم از هر دری سخنی گفتیم مریم جان تو برای من همکار نه دوست نه بلکه خواهری مهربان هستی ازت ممنونم واز دور می بوسمت
بعدش دوست وخواهر شیرینم همیشگیم ژری کوچوی ناز که داره بچه دار میشه با شوهرش بیرون بودند از بیرون تماس گرفتند از هر دوتاشون ممنون با هم صحبت کردیم دلم براش خیلی تنگ شده امیدوارم به زودی ببینمش
مامان وبابا هم نفرات بعدی بودند اونا که با شنیدن صداشون جونی دوباره می گیرم تافته جدابافته زندگی من هستند همین انگشت شمار کسانی که روز تولدم رو یادشونه کسانی هستند که جز انگشت شمار های عمر من هستند وهر کاری برایشان بکنم ارزش بالاتری دارند البته باید به این دایره برادرهام ودوست نازنینم نسرین رو هم اضافه کنم که می دانم به یادم هستند اما تا این لحظه که من این را می نویسم فرصت تماس گرفتن با من را نداشته اند برای تو نسرین خوب وشوهر عزیزت هم آرزوی سلامتی دارم واز این فاصله بسیار می بوسمت
الان یک ونیم ظهره احتمال زیاد شوهر خوبم هم برنامه هایی داره که منو غافلگیر کنه که دوباره میام وبراتون می نویسم
در آخر از همه شما ممنونم سلامتی وخندهای شما مساوی با شادمانی همیشگی من است
![]()
راستی الان عرفان هم زنگ زد داداش کوچولوم داشت می رفت به یه مراسمی برسه با دوستاش بچه خوب ودوست داشتنی وبا معرفتیه ازت ممنونم داداشی خوبم ![]()
![]()
نسرین نازنین دوستم هم با بهزاد شوهرش زحمت کشیدند تماس گرفتند نسرین گلم وبهزاد جان این گل هم تقدیم به بزرگی قلب مهربانتان می کنم
وحالا از کامی شوهر مهربانم بگم که وقتی از سر کار برگشتم ودرب یخچال رو باز کردم یه کیک خوشمزه توی یخچال گذاشته بود ویه ادکلن هم به من هدیه داد خوشحالم که خداوند این خانواده واین دوستا رو به من داده
خداوندا برای تمامی نعمتهایی که به من ارزانی داشتی شکر گزارم ودر آخر به خودم می بالم که خدای مهربانی همچون تو دارم ![]()
![]()


